محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1058
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : وقتى نضيريان با زن و فرزند و مال مىرفتند دف و مزمار مىزدند و ام عمرو يار عروة بن ورد عبسى كه از زنان بنى غفار بود و او را از عروه خريده بودند همراهشان بود و چنان با فخر و گردنفرازى مىرفتند كه كس نظير آن نديده بود . بقيه اموالشان براى پيمبر بجا ماند كه خاص وى بود تا به هر مصرف كه مىخواهد برساند و پيمبر آن را بر مهاجران تقسيم كرد و به انصار چيزى نداد مگر سهل بن حنيف و ابو دجانه كه اظهار ندارى كردند و پيمبر به آنها سهم داد و از بنى نضير كس مسلمان نشد مگر يامين بن عمير و ابو سعد بن وهب كه مسلمان شدند و اموالشان محفوظ ماند . ابو جعفر گويد : « پيمبر هنگامى كه به غزاى بنى نضير مىرفت ابن ام مكتوم را در مدينه جانشين كرد و پرچمدار وى على بن ابى طالب بود . » در جمادى الاول همين سال عبد الله بن عثمان بن عفان در شش سالگى بمرد و پيمبر بر او نماز كرد و عثمان به رسم معمول پيش از جنازه وارد قبر وى شد . و نيز در شعبان همين سال حسين بن على بن ابى طالب تولد يافت . دربارهء حوادث پس از غزاى بنى نضير اختلاف هست . ابن اسحاق گويد : پيمبر از پس غزاى بنى نضير ماه ربيع الاول و ربيع الثانى و قسمتى از جمادى الاولى را در مدينه گذرانيد ، پس از آن به قصد بنى محارب و بنى ثعلبه كه از قبيلهء غطفان بودند به سوى نجد رفت و در نخل فرود آمد و با گروهى از مردم غطفان برخورد و دو گروه رو به رو شدند اما جنگى نبود و دو قوم از همديگر بيمناك بودند و پيمبر با همراهان خود نماز خوف كرد ، آنگاه بازگشت و اين را غزوهء ذات الرقاع گويند . ولى به گفتهء واقدى غزوهء ذات الرقاع در محرم سال پنجم هجرت بود و نام از كوه ذات الرقاع گرفت كه رنگهاى سياه و سفيد و سرخ داشت . گويد : پيمبر در اين غزا عثمان بن عفان را در مدينه جانشين كرد .